خرید بک لینک
چهارسال و يازده ماه و دو روز باران باريد، در اين مدت، دورههايي هم بود که باران ريز ميشد؛آن وقت همه سراپا لباس ميپوشيدند و با قيافه ای نقاهت زده به انتظار مي ماندند تا پايان باران

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

انارِ شکسته!تو یکی شعلهای در دلِ شاخ و برگ،خواهرِ جسمانیِ ونوسیو خندۀ باغچه در باد!پروانگان به گردِ تو جمع میآیندچرا که آفتابات میپندارند،و از هراسِ آن که بسوزندکرمکانِ حقیر از تو دوری میگزینند.ت

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

گهگاه
ابرها استراحتی میدهند
نظّارگانِ ماه را.

+چیزی آرام و خاموش در این شعر هست، چیزی همراه با شكیبایی. این شكیبایی را آنانی میتوانند داشت كه با دلی پاك در ماهِ گهگاه پوشیده از ابر نظاره كنند، این شكیبایی را خود طبیعت هم دارد.

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

براه بادیه رفتن به از نشستن باطل
اگر مــراد نیابم بقدر وسع بکوشم

+یکم اردیبهشت ،روز سعدی ،افصح المتکلمین!

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

چون خیابانی که می گذرد در مهو می پیچد در حفره تاریک سرزندگی از دست رفتباپرکاهویی، با لبخند ساده اشبا سبد زردآلو کنار جوی آبو نعنا و پونهاز هر جهتمانیز می میریمچون گاوی فرو رفته در تنهایی خویشما نیز م

برچسب: نویسنده: یوسف زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

صفحه بندی